تبلیغات
ابرمیم - مطالب ابر قرآن

ابرمیم

سیاهه‌های و بافته‌های مجید ابراهیمیان

شنبه 25 فروردین 1397



تنها پنجاه سال از رحلت پیامبر گذشته و زشت‌کارترین انسان خلیفه شده. درست در روز مبعث، ولید به دستور یزید می‌خواهد از سیدالشهدا سلام‌الله‌علیه بیعت بگیرد. حضرت می‌توانند بی‌دردسر بیعت کنند و کنجی به عبادت و کارهای خیر مشغول شوند. ولی فرمودند: «وای بر اسلام، زمانی که امت به حکمروایی همچون یزید مبتلا شود.»

همان‌شب همراه نزدیکان‌شان از مدینه بیرون می‌آیند، در حالی که این آیه را زمزمه می‌کنند:

فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (قصص، ۲۱)
از شهر در حال نگرانی و مراقبت از دشمن خارج شد. گفت خدایا مرا از این قوم ستمکار نجات بده.

و این همان آیاتی است که در شأن حضرت موسی علیه‌السلام نازل شد، هنگامی که از بیم فرعونیان، شبانه و ترسان رو به مدیَن می‌رفت.
رسالت خونین امام آزادگان آغاز شد.

۲۷ رجب، انتشار خبر مرگ معاویه خبیث و خروج امام حسین علیه‌السلام از مدینه برای استنکاف از بیعت با یزید لعین


  • نظرات() 
  • چهارشنبه 15 فروردین 1397

    یهودیان پیمان‌شکنی کرده بودند و جای عذرخواهی سرِ جنگ هم داشتند. قلعه مستحکم‌شان قابل نفوذ نبود. مسلمانان در روزهای اول و دوم محاصره هیچ کاری پیش نبردند. روز سوم پرچم فرماندهی به دستان امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه رسید. درهای قلعه‌ای که بر روی همه بسته بود، به دستان حضرت از جای کنده شد. همان در غول‌پیکر سپر جنگی شد و تمام پهلوانان زورمند یهود با دستان امام کشته شدند. قدرت خارق‌العاده امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه همه را به حیرت انداخته بود. ایشان در نامه‌ای نوشتند: «به خدا سوگند! با نیروى بدنى و توان جسمى، درِ خیبر را نکَندم و آن را چهل ذراع پشت سرم نیفکندم؛ بلکه با قدرت ملکوتى و جانى برافروخته از نور الهى تقویت شدم.»[1]

    یَدُ اللَّهِ فَوقَ أَیدِیهِم[2]
    اراده و قدرت خداوند برتر از تمام قدرت‌هاست

     



    [1]  شیخ صدوق، الامالی، ص  514، نامه به سهل بن حنیف

    [2]  فتح، 10

  • نظرات() 
  • یکشنبه 20 اسفند 1396

     

    بهای زیانی که در راه خدا به انسان می‌رسد چیست؟

    ***

    سال‌ها بود بر شانه‌اش گودی بزرگی مانده بود. زنان مدینه با دیدن نسیبه یاد جنگ احد می‌افتادند. درست وقتی که رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله در محاصره افتادند، نسیبه برخاست و تا پای جان از حضرت دفاع کرد. نیزه‌ای به شانه‌اش فرود آمد. پسرش زخمش را بست. به‌سرعت بازگشت و ضاربش را با شمشیر از پا درآورد. نسیبه زخم‌های فراوانی برداشته بود و امیدی به زنده ماندش نبود. شهیدان و مجروحان به مدینه منتقل شدند. نخستین کار پیامبر بعد از رسیدن به شهر، خبر گرفتن از حال نسیبه بود. خبر سلامتی نسیبه رسول خدا را خوشحال کرد: «خدایا این‌ها را در بهشت رفیق من قرار بده.»

     

    إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ (توبه، 111)
    درحقیقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهای] اینکه بهشت برای آنان باشد، خریده است.

     

  • نظرات() 

  • آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها